<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>علوم قرآن و حدیث</title>
    <link>https://jquran.um.ac.ir/</link>
    <description>علوم قرآن و حدیث</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 31 Aug 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 31 Aug 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل دیدگاه تفسیری صدرالمتألهین در ارتباط با آیات 18 سورۀ آل‌عمران و 53 سورۀ فصلت</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_47428.html</link>
      <description>دو آیهٔ شریفهٔ &amp;amp;laquo;شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;أَوَ لَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلى&amp;amp;rlm; کُلِّ شَیْ&amp;amp;rlm;ءٍ شَهید&amp;amp;raquo; نقش به‌سزایی در تبیین مهم‌ترین مسئلهٔ فلسفی مکتب صدرایی، یعنی اثبات ذات و توحید ذاتی حق‌تعالیٰ از طریق اقامهٔ برهان صدیقین ایفا می‌کنند. براهینی که صدرالمتألهین براساس این دو آیه اقامه کرده است، در واقع نوعی تفسیر فلسفی از آن‌ها به شمار می‌آید. این نوشتار که با روش توصیفی‌تحلیلی و براساس منابع کتابخانه‌ای سامان یافته است، درصددِ تحلیل دیدگاه تفسیری صدرالمتألهین نسبت به آیهٔ 18 سورهٔ آل‌عمران و آیهٔ 53 سورهٔ فصلت است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که دیدگاه تفسیری ملاصدرا در خصوص آیهٔ 18 سورهٔ آل‌عمران نقد شده است؛ بااین‌حال، دیدگاه وی دربارهٔ آیهٔ 53 سورهٔ فصلت براساس ظاهر آیه تأیید می‌شود. درنهایت، پس از بررسی و رد اشکالات واردشده بر این دیدگاه و باتوجه‌به قراین لفظی، سیاقی و روایی، پذیرش آن ممکن و درخورِ دفاع ارزیابی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانیِ مکانیسمِ شدت، تناسب و ابدیت عذاب جهنم در قرآن</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_48204.html</link>
      <description>نوشتار حاضر با هدف پاسخ‌گویی به چالش‌های معاصر دربارهٔ اعتبار وحیانی قرآن در تبیین مکانیسم جزا، به بازخوانیِ نظام‌مند مفاهیم &amp;amp;laquo;شدت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تناسب&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ابدیت&amp;amp;raquo; عذاب دوزخ می‌پردازد. مسئلهٔ اصلی تحقیق، مواجهه با اتهام &amp;amp;laquo;غیرعقلانی‌بودنِ کیفرهای نامتناهی&amp;amp;raquo; است؛ آن هم از رهگذر عبور از تفسیرهای عامیانه و تکیه بر تحلیل ساختار زبان‌شناختی قرآن و هستی‌شناسی کالبد اخروی. روش تحقیق مبتنی‌بر تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی و بررسی شبکهٔ معنایی واژگان وحیانی است. یافته‌های بخش نخست (تحلیل آماری واژگان) نشان می‌دهد که قرآن با بهره‌گیری از الگوی &amp;amp;laquo;تخصیص واژگانی&amp;amp;raquo;، قید ابدیت (ابداً) را به گروهی خاص از معاندان اختصاص داده و برای اکثریت گناهکاران، قائل به تناهی و پایان‌پذیری جزاست. در بخش دوم، با واکاوی ویژگی‌های کالبد اخروی روشن می‌شود که طراحی این کالبد برخلاف قوانین زیست‌شناسی جهان طبیعت، بر محور &amp;amp;laquo;صیانت از هوشیاریِ نفس مدرک&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تداوم نطق&amp;amp;raquo; سامان یافته است تا امکان تنبّه و بیداریِ معرفتی فراهم شود. نتایج پژوهش براساس &amp;amp;laquo;اصل وفاق&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تجسم اعمال&amp;amp;raquo; نشان می‌دهد که عذاب در منطق قرآنی، نه انتقامی صرفاً فیزیکی، بلکه فرایندی تکوینی و ترمیمی برای تطهیرِ وجودی و بازگرداندن انسان به مدار رحمت واسعهٔ الهی است. براین‌اساس، دوزخ نه بن‌بستی خشن، بلکه گدازگاهی برای استحاله است که با زوالِ ملکاتِ عرضی، موضوعیت خود را از دست می‌دهد و در نهایت، در افق رحمتِ ذاتی حق معنا می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تعبیر «بَعْضُ الاِسْتِبْقَاءِ» در نامۀ ۷۳ نهج‌البلاغه با نقد دیدگاه‌های مترجمان و شارحان</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_47810.html</link>
      <description>مترجمان و شارحان نهج‌البلاغه در تفسیر عبارت &amp;amp;laquo;لَوْلا بَعْضُ الاِسْتِبْقَاءِ لَوَصَلَتْ إِلَیْکَ مِنِّی قَوَارِعُ...&amp;amp;raquo; در نامۀ ۷۳، به‌ویژه در فهم واژۀ &amp;amp;laquo;الاِسْتِبْقَاءِ&amp;amp;raquo;، برداشت‌های متفاوتی ارائه داده‌اند. پرسش اصلی این است که مقصود امام علی(ع) از این تعبیر چیست و چه جایگاهی در گفتمان سیاسی و اخلاقی ایشان دارد؟ این عبارت که در فضای گفت‌وگو و تهدید سیاسی امام(ع) در برابر معاویه مطرح شده، در منابع مختلف به مفاهیمی چون مدارا برای مصلحت امت، پرهیز از خون‌ریزی، صیانت از سنت نبوی و اهل‌بیت(ع) یا عفو شخصی نسبت به معاویه تفسیر شده است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی‌انتقادی در پیِ بازسازی معنای دقیق این تعبیر است. واکاوی داده‌های لغوی، بررسی کاربرد تاریخی &amp;amp;laquo;استبقاء&amp;amp;raquo; در متون کهن و روایات و نیز تحلیل سیاق‌های مشابه در نهج‌البلاغه نشان می‌دهد که این واژه در اصل به‌معنای &amp;amp;laquo;الإبقاء علی الغیر بالعفو و ترک القتل&amp;amp;raquo; است. غفلت از این دلالت بنیادین، زمینه‌ساز تفسیرهای نادرست و گاه تأویلی توسط برخی شارحان و مترجمان شده است. حاصل آنکه، مراد امام(ع) از &amp;amp;laquo;بعضُ الاستبقاء&amp;amp;raquo;، نوعی عفو آگاهانه و محدود و پرهیز سنجیده از قتل معاویه با هدف حفظ حجت اخلاقی و الهی بوده است. از این منظر، تعبیر مذکور مصداقی از &amp;amp;laquo;تهدید اخلاقی&amp;amp;raquo; در نهج‌البلاغه به‌ شمار می‌رود که در آن، تهدید و مدارا در توازنی سنجیده قرار می‌گیرند تا اقتدار گوینده در چهارچوبی اخلاقی و الهی مشروعیت یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنگری کارکردها و برگردان‌های «مِن دونِ» در قرآن بر مبنای معناشناسی قالبی</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_47499.html</link>
      <description>نگرش به &amp;amp;laquo;واژه&amp;amp;raquo; به‌عنوان واحدی بنیادین در تحلیل گفتمان، نقشی کلیدی در شکل‌گیری ساختار زبان‌شناختی و به‌تبع آن نظام ترجمه‌ ایفا می‌کند. چگونگی نگاه به ساحت‌های مختلف واژه، تعیین‌کنندهٔ روش و رویکرد اتخاذشده در ترجمه است. در سیر تحول معناشناسی، همواره شاهد گسترش افق دید نسبت به واژه بوده‌ایم؛ در این میان، &amp;amp;laquo;معناشناسی قالبی&amp;amp;raquo; با رویکردی شناختی، سطح تحلیل واژه را از مرز جمله و بافت فراتر برده و آن را در مجموعه‌ای از ساختارهای ذهنی و مفهومیِ کاربران زبان می‌جوید. در واقع، چهارچوب‌های استعاره‌های مفهومی، قالب‌های معنایی را می‌سازد که واژه در درون آن‌ها معنا می‌یابد.کاربست این نظریه در ترجمه موجب بازنگری در نظام‌های مفهومی زبان مبدأ و مقصد برای بازسازی دقیق متن می‌شود؛ امری که به باور پژوهش حاضر تاکنون در ترجمهٔ قرآن مغفول مانده و خلئی مفهومی در درک و بازنمایی معانی ایجاد کرده است. ازاین‌رو، نوشتار حاضر با روش توصیفی‌تحلیلی، کارکردهای ترکیب &amp;amp;laquo;من دون&amp;amp;raquo; را در چهارچوب قرآن بررسی کرده و با رویکردی انتقادی، عملکرد مترجمان را در برگردان آن واکاوی می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که اغلب مترجمان در انتقال و بازسازی کارکردهای سیال و چندبُعدی این ترکیب موفقیت چندانی نداشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سازوکار‌های کاربرد عنصر حرکت در سورۀ نمل براساس نظریۀ «لئونارد تالمی»</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_48203.html</link>
      <description>زبان‌شناسی شناختی به‌عنوان یکی از مکاتب پیشرو در زبان‌شناسی نوین، بر توصیف و تبیین ساختار و نقش زبان تأکید می‌ورزد. &amp;amp;laquo;لئونارد تالمی&amp;amp;raquo;، از نظریه‌پردازان این حوزه، در نظریهٔ &amp;amp;laquo;واژگان‌شدگی&amp;amp;raquo; خود به بررسی ارتباط نظام‌مند میان عناصر معنایی ویژه و تک‌واژه‌های خاص می‌پردازد. او معتقد است برای تعیین الگوی واژگان‌شدگی در زبان‌ها، می‌توان عناصر معنایی همانند &amp;amp;laquo;حرکت&amp;amp;raquo; را مستقل از صورت‌های روساختی در نظر گرفت. شالودهٔ اصلی نظریهٔ تالمی بر مفهوم &amp;amp;laquo;رویداد حرکت واقعی&amp;amp;raquo; و مؤلفه‌های معنایی آن استوار است. در این میان، سورهٔ مبارکهٔ نمل به‌دلیل روایت داستان‌های گوناگون و سرشار از پویایی (همچون داستان حضرت سلیمان و ملکهٔ سبأ و مورچگان)، بستری مناسب برای تحلیل براساس نظریهٔ تالمی فراهم می‌آورد. ازاین‌رو، نوشتار حاضر می‌تواند به کشف ابعاد جدیدی از ساختار روایی، پویایی زمانی و چگونگی سازمان‌دهی رویدادها در این سوره دست یابد. جستار حاضر با رویکرد توصیفی‌تحلیلی و براساس مؤلفه‌های حرکت در نظریهٔ تالمی، رویدادهای حرکتی را در سورهٔ نمل بررسی می‌کند. حاصل آنکه، طرح‌واره‌های حرکتی در این سوره از تنوع بالایی برخوردارند، به‌گونه‌ای که داستان حضرت موسی(ع) نمادی از &amp;amp;laquo;حرکت ایستا و وضعی&amp;amp;raquo; است. در مقابل، داستان حضرت سلیمان(ع) و هدهد مصداق بارزی از &amp;amp;laquo;حرکت انتقالی&amp;amp;raquo; بوده و درنهایت، تعاملات میان حضرت سلیمان(ع) و سایر موجودات، به‌ویژه در داستان مورچگان، به‌خوبی نمایش‌دهندهٔ &amp;amp;laquo;حرکت چندجهتی&amp;amp;raquo; است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جناس درون‌سوره‌ای: مطالعۀ موردی سوره‌های ذاریات، طور، نجم، قمر و الرحمن</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_48283.html</link>
      <description>واژگان قرآنی از منظر بیرونی دارای انسجام آوایی و از منظر درونی، واجد هم‌بستگی معنایی هستند؛ ازجمله عواملی که به این هم‌شکلیِ ساختاری کمک می‌کند، بهره‌گیری از آرایهٔ &amp;amp;laquo;جناس&amp;amp;raquo; است. در پژوهش‌های پیشین، جناس عمدتاً در سطح مصرع، بیت یا درون فقره و فقراتِ کنار هم در نثر مطرح بوده است، اما این مقاله در پی واکاوی جناس در مقیاس کلان‌تر، یعنی در &amp;amp;laquo;بافت سوره&amp;amp;raquo; و فراتر از آیات مجاور است.این مقاله با روش توصیفی‌تحلیلی،‌ پنج سورهٔ &amp;amp;laquo;ذاریات، طور، نجم، قمر و الرحمن&amp;amp;raquo; را به‌عنوان نمونه بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که در این سوره‌ها، افزون‌بر تکرار، انواع جناس در سطح کل سوره نیز‌ وجود دارد که گویای اهتمام قرآن کریم به همسانی واژگان در ساختار یک سوره است. همچنین، کارکردها و وجوه زیباشناختیِ این جناس‌های درون‌سوره‌ای در دو سطح دسته‌بندی می‌شوند: 1. کارکردهای معناشناختی: شامل انسجام متن، ایجاد تقابل و تناظر میان بخش‌های سوره و بازگشت به فضاهای معنایی طرح‌شده در متن؛ 2. کارکردهای زیبایی‌شناختی: شامل ایجاد نظم و تناسب در سطح سوره، ایجاد موسیقی‌آوایی‌، تکرار و بازی با ذهن.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل معناشناختی مفهوم «ضرب» در روایات ضرب کودکان برای نماز: نقدی بر دو قرائتِ التزام و جعل شرعی</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_48030.html</link>
      <description>اختلاف دیدگاه‌ها دربارهٔ معنای &amp;amp;laquo;ضرب&amp;amp;raquo; در روایات مربوط به ضرب کودکان برای نماز، ازجمله چالش‌های مهم در تحلیل فقهی و تربیتی این روایات است. پیشینهٔ پژوهش موجود عمدتاً بر دو قرائت استوار بوده است: برداشت &amp;amp;laquo;تنبیه بدنی&amp;amp;raquo; و تفسیر &amp;amp;laquo;التزام&amp;amp;raquo;. بااین‌حال، تاکنون هیچ پژوهشی به بررسی جامع همۀ معانی محتمل مادهٔ &amp;amp;laquo;ضرب&amp;amp;raquo; نپرداخته و به‌ویژه احتمال &amp;amp;laquo;جعل شرعی&amp;amp;raquo; را به‌عنوان تفسیر سوم مطرح نکرده است.این نوشتار با روش توصیفی‌تحلیلی و براساس بررسی لغوی، تطبیق استعمالات قرآنی و تحلیل سیاقی پنج روایت اصلی، سه قرائت &amp;amp;laquo;تنبیه بدنی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;التزام&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;جعل شرعی&amp;amp;raquo; را تحلیل و مقایسه می‌کند.یافته‌ها نشان می‌دهد که قرائت &amp;amp;laquo;جعل شرعی&amp;amp;raquo; باوجود ابتکار معنایی، در سطح لغوی و نحوی با اشکالات جدی روبه‌روست و با سیاق روایات نیز سازگار نیست. همچنین قرائت &amp;amp;laquo;التزام&amp;amp;raquo; به‌دلیل فقدان پشتوانهٔ لغوی و تعارض با ساختار نحوی روایات، از استحکام کافی برخوردار نیست. در مقابل، قرائت &amp;amp;laquo;تنبیه بدنی&amp;amp;raquo; باتوجه‌به معنای لغوی مادهٔ &amp;amp;laquo;ضرب&amp;amp;raquo;، قراین متنی در روایات مربوط به کودکان و کاربرد مشابه آن در سایر روایات تربیتی، با شواهد موجود انطباق بیشتری دارد.براین‌اساس، تفسیر &amp;amp;laquo;ضرب&amp;amp;raquo; در روایات نماز کودکان در چهارچوب مفهوم &amp;amp;laquo;تنبیه&amp;amp;raquo; تبیین‌شدنی است و این نتیجه می‌تواند مبنایی برای سامان‌دهی دیدگاه‌های تربیتی و رفع اختلاف‌نظرهای موجود در تحلیل این روایات باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست اجتهاد در علم رجال با دو رویکرد تقلیدی و اجتهادی</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_44914.html</link>
      <description>علم رجال به‌عنوان یکی از شاخه‌های علوم اسلامی عهده‌دار شناسایی هویت و احوال راویان احادیث است. این علم در اعتبارسنجی اخبار آحاد جایگاهی ویژه‌ دارد و می‌توان آن را از مقدمات اساسی دستیابی به ملکهٔ اجتهاد دانست. هدف این نوشتار، امکان‌سنجی اِعمال اجتهاد در علم رجال است و در آن، گسترهٔ کاربست اجتهاد با دو رویکرد تقلیدی و اجتهادی مقایسه می‌شود.این پژوهش با روش توصیفی‌تحلیلی سامان یافته و در نهایت به این نتیجه دست یافته است که در هر دو رویکرد، اجتهاد امری اجتناب‌ناپذیر است؛ با این تفاوت که در رویکرد تقلیدی، اجتهاد به تلاش‌هایی محدود می‌شود که در راستای کشف نظر رجالیان پیشین دربارهٔ راویان صورت می‌گیرد، اما در رویکرد اجتهادی، قلمروِ اجتهاد گسترده‌تر است و فرایند جرح‌وتعدیل راویان بدون تقلید از آرای رجالیان پیشین و با بهره‌گیری از تمامی قراین و شواهد بررسی می‌شود. درهرصورت، حضور عنصر اجتهاد در علم رجال ضرورتی انکارناپذیر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین ابعاد توحیدی انفاق در قرآن با تکیه بر مکانیسم‌های روان‌شناختی-اجتماعی (نقدی بر نظریۀ مبادلۀ اجتماعی)</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_48284.html</link>
      <description>انفاق، به‌عنوان کنشی اخلاقی-اجتماعیِ بنیادین در قرآن کریم، افزون‌بر آثار ملموس بیرونی، وعدۀ آرامشی پایدار را نیز به&amp;amp;lrm;همراه دارد. این پژوهش با هدف تبیین مکانیسم‌های روان&amp;amp;lrm;شناختی-اجتماعی انفاق بر بهزیستی ذهنی و با نقد نظریهٔ مبادلهٔ اجتماعی انجام شده است. مسئلهٔ اصلی پژوهش، ناتوانی چهارچوب‌های عقلانی-مبادله‌ای در تبیین مبانی توحیدیِ انفاق است؛ مبانی‌ای که با نیت &amp;amp;laquo;إِبْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ&amp;amp;raquo; و وعدهٔ آرامش همراه است. روش پژوهش شامل تحلیل محتوای کیفی آیات، نقد نظریهٔ مبادله و تلفیق آن با روان&amp;amp;lrm;شناسی مثبت‌نگر و علوم اعصاب است. یافته‌ها نشان می‌دهد که انفاق قرآنی، مکانیسمی هوشمند و وجودی فراتر از انتقال مالی است که از چهار مسیر بهزیستی را محقق می‌سازد: ۱. معنابخشی متعالی: تبدیل کنش به عبادت، ۲. تنظیم هیجانی: کاهش هیجانات منفی و فعال‌سازی سیستم پاداش مغز، ۳. تقویت سرمایهٔ اجتماعی: ایجاد اعتماد و هم&amp;amp;lrm;بستگی؛ ۴. رشد شخصیتی و تزکیهٔ نفس.نوآوری پژوهش، ارائهٔ چهارچوب تحلیلی‌تلفیقی &amp;amp;laquo;مبادلهٔ الهی-اجتماعی&amp;amp;raquo; است که محدودیت‌های نظریهٔ مبادلهٔ کلاسیک را پوشش داده و ابعاد مادی، اجتماعی، روانی و متعالی انفاق را یکپارچه می‌سازد. این مطالعه نشان می‌دهد وعدهٔ قرآنی آرامش با یافته‌های روان&amp;amp;lrm;شناسی و علوم اعصاب همسویی دارد و می‌تواند مبنایی برای طراحی مداخلات روان‌درمانی و سیاست‌گذاری‌های اجتماعی قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی آسیب‌شناسانه بر مقالۀ «بازخوانی تفسیری سورۀ مسد»</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_48285.html</link>
      <description>برخی محققان در مقاله‌ای با عنوان &amp;amp;laquo;بازخوانی تفسیری سورهٔ مسد&amp;amp;raquo; با استناد به دلایل لغوی، کلامی و تاریخی بر این باورند که این سوره برخلاف تفسیر مشهور، بر نفرین و جهنمی‌شدن ابولهب و همسرش در آخرت دلالت ندارد، بلکه گویای پیشگویی قرآن دربارهٔ آتش‌افروزی این دو علیه پیامبر اکرم(ص) در همین دنیا و ناکامی آنان است. ارزیابی ادلهٔ این مقاله و واکاوی نقاط قوّت و مبهم آن، ضرورت بازخوانی آن را برای روشن‌شدن ابعاد تازه‌ای از این سوره آشکار می‌سازد. تحلیل انتقادی دیدگاه مذکور نشان می‌دهد که باوجود بدیع‌بودن فرضیه، با چالش‌های مهمی روبه‌روست: زیرا اولاً از جهت لغوی، مادهٔ &amp;amp;laquo;تبّ&amp;amp;raquo; بدون حرف جر &amp;amp;laquo;لام&amp;amp;raquo; نیز توانایی رساندن معنای نفرین را دارد و واژهٔ &amp;amp;laquo;صلی&amp;amp;raquo; نمی‌تواند به‌معنای &amp;amp;laquo;آتش‌افروزی&amp;amp;raquo; باشد؛ ثانیاً شبههٔ کلامی &amp;amp;laquo;مجبوربودن ابولهب برای جهنمی‌شدن&amp;amp;raquo;، با این دیدگاه نه‌تنها برطرف نمی‌شود، بلکه به شکل دیگر متوجه خود این دیدگاه می‌شود؛ ثالثاً سیر نزول سوره‌های قرآن نمی‌تواند اثبات کند که نزول سورهٔ مسد پس از کارشکنی‌های ابولهب در جریان &amp;amp;laquo;انذار عشیرة الاقربین&amp;amp;raquo; و انتصاب حضرت علی(ع) به‌عنوان وزیر پیامبر(ص) بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چرخۀ ارتباطی مکانیسم‌های دفاعی در شخصیت قرآنی برادران حضرت یوسف(ع)</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_48123.html</link>
      <description>داستان‌های قرآنی، فراتر از روایت‌های تاریخی، بستری غنی را برای تحلیل‌های روان‌شناختی فراهم می‌کنند. باوجود جایگاه والای داستان حضرت یوسف(ع) در متون دینی، واکاوی آن با رویکرد‌های روان‌شناختی در چهارچوبی نظام‌مند کم‌تر مدِّنظر قرار گرفته است. نوشتار حاضر در پرتوِ نظریهٔ &amp;amp;laquo;مکانیسم‌های دفاعی&amp;amp;raquo; زیگموند فروید، که بر مبنای آن &amp;amp;laquo;منِ فرد&amp;amp;raquo; در مواجهه با اضطراب به روش‌های ناهوشیاری متوسل می‌شود، بر آن است تا چگونگی شکل‌گیری چرخهٔ ارتباطی مکانیسم‌های دفاعی برادران آن حضرت و نقش &amp;amp;laquo;بلوغ من&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ابطال واقعیت&amp;amp;raquo; را در تحول روانی آن‌ها تبیین کند.نتایج این جستار که با روش تحلیل محتوای کیفی به دست آمده، نشان می‌دهد که مکانیسم‌های دفاعی برادران در قالب چرخه‌ای چهارمرحله‌ای عمل کرده‌ و به رفتارهای مخرّب آن‌ها انجامیده است. این چرخه با &amp;amp;laquo;دلیل‌تراشی&amp;amp;raquo; برای توجیه رفتار گناه‌آلود آغاز شده، با جابه‌جایی خشم از پدر به حضرت یوسف(ع) و فرافکنی عامل گمراهی به پدر تقویت می‌شود و درنهایت با &amp;amp;laquo;برون‌ریزی&amp;amp;raquo; (قراردادن حضرت در چاه) به اوج می‌رسد. مواجهه با حضرت یوسف(ع) و ابطال واقعیت، عامل شکست این چرخه است؛ به‌گونه‌ای که &amp;amp;laquo;منِ بالغ&amp;amp;raquo; با توسل به مکانیسم &amp;amp;laquo;بی‌اثرسازی&amp;amp;raquo; به یکپارچگی و تعادل دست می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل حدیث شناختیِ خاستگاه اندیشه غیبت مهدی (ع) در روایت اصبغ‌بن‌نباته</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_46716.html</link>
      <description>چکیدهاعتقاد به غیبت امام دوازدهم، یکی از باورهای مهم شیعه دوازده‌امامی است که بر پایه دلایل متقن نقلی و کلامی استوار شده است. بااین‌حال، برخی پژوهشگران غربی نظیر "ورنا کِلم"، "فان اس" و "ادموند هابز" با زیر سؤال بردن خاستگاه تاریخی و دیرینه‌گی این باور، تلاش کرده‌اند آن را محصول تفکرات متأخر بدانند. این پژوهش با هدف بررسی خاستگاه روایت اصبغ‌بن‌نباته به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین روایات مرتبط با غیبت، به‌دنبال یافتن ریشه‌های تاریخی این عقیده است. بررسی‌های انجام شده با رویکردی تحلیلی در متن و سند پژوهی، نشان می‌دهد که خاستگاه این روایت به ربع آخر قرن دوم هجری قمری یعنی زمان حیات ثعلبه‌بن‌میمون بازمی‌گردد؛ اما عبارت "سته ایام او سته اشهر او سته سنین" در سال‌های بعدی توسط راویانی چون طیالسی و سعدبن‌عبدالله به متن اصلی اضافه شده است. نتایج این پژوهش، ضمن تأیید قدمت تاریخی عقیده غیبت، نشان می‌دهد که این باور ریشه در تفکرات اولیه شیعه دارد و نمی‌توان آن را محصول تحولات بعدی دانست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جریان‌شناسی راویان احادیث «معرفةالله بالامام»</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_47145.html</link>
      <description>در آثار حدیثی شیعه پیرامون اساسی‌ترین مبحث الهیاتی یعنی موضوع معرفت خداوند متعال روایات فراوانی مشاهده می‌شود. بعضی از این احادیث، بر این مطلب تأکید دارند که شناخت خدا تنها به وساطت امام معصوم امکان‌پذیر است. در این گونه روایات، اهل بیت علیهم السلام واجد مقامات بلندی همچون باب الله و وجه الله بوده و از این رو، به عنوان تنها راه رسیدن به خداشناسی برای مردمان معرفی شده‌‌اند. از رهگذر مطالعات تاریخی، وجود جریان‌های مختلفی از اصحاب و راویان دوران حضور ائمه علیهم السلام همچون جریان غالیان و یا متهمان به غلو، جریان محدثان فقیه و جریان متکلمان منسوب به هشام بن حکم قابل اثبات است. در این نوشتار سعی بر آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی به جریان‌شناسی راویان این دسته از احادیث پرداخته و نقش هر یک از این جریان‌ها در انتقال این گونه احادیث را بازیابیم. با بررسی‌های انجام شده، روشن می‌شود که هر سه جریان در نقل این روایات سهیم‌اند و حتی جریان غالیان و متهان به غلو در انتقال این مضامین سهم کمتری نسبت به جریان محدثان فقیه داراست. بنابراین می‌توان از غالیانه نبودن این قسم از روایات، به دلیل پذیرش مضامین آن‌ها توسط اصحاب با گرایش‌های متفاوت فکری سخن گفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی وحدت محتوایی روایات صحیح‌الاسناد با مجموعه روایات اندیشه غیبت مهدی(ع)</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_47783.html</link>
      <description>چکیدهاین مقاله به تحلیل گونه‌شناختی روایاتی که دلالت تصریحی بر اندیشه غیبت امام زمان (ع) دارند، می‌پردازد. هدف اصلی پاسخ به این پرسش است که آیا روایات صحیح‌الاسناد امامی، الگوی گونه‌شناختی متفاوتی از کل روایات (شامل امامی و غیرامامی) ارائه می‌دهند یا خیر؟ تحقیق حاضر با بهره‌گیری از تکنیک گونه‌شناسی و تحلیل محتوای گزاره‌محور، به بررسی روایات غیبت پرداخته است. در این راستا، 155 روایت صریح (با ریشه‌های واژگانی مشخص) از ۵۱ منبع حدیثی شناسایی و گردآوری شده و پس از شماره‌گذاری، در دو لایه داده‌ای مجزا (مجموع روایات و احادیث صحیح‌الاسناد) سازمان‌دهی شدند. سپس، گونه‌شناسی و الگوهای محتوایی این دو لایه به صورت تطبیقی مورد تحلیل و مقایسه قرار گرفت. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هیچ تفاوت محتوایی معناداری بین این دو مجموعه وجود ندارد و روایات صحیح‌الاسناد امامی به تنهایی برای تبیین جامع و کامل اندیشه غیبت کفایت می‌کند و تمامی زوایا و مفاهیم بنیادین این آموزه را در خود جای داده‌اند. این پژوهش با رد فرضیه تأثیرپذیری اندیشه غیبت از جریان‌های فکری غیرامامی، بر اصالت و کفایت روایات معتبر شیعه در این زمینه تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کاربست حدیث متواتر در متون کلامی امامیه</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_48056.html</link>
      <description>حدیث متواتر به جهت علم‌آور بودن، از ادلۀ معتبر در علم کلام اسلامی به شمار می‌رود. بااین‌حال، کاربست آن در متون کلامی امامیه کمتر به‌صورت مستقل بررسی شده و غالباً به چند حدیث مشهور در باب امامت فروکاسته شده است. این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و با مراجعه به آثار متکلمان امامیه از قرون نخستین تا دوره‌های متأخر باهدف تبیین جایگاه حدیث متواتر در اندیشۀ متکلمان امامیه و تحلیل گسترۀ کاربست آن در متون کلامی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که مفهوم تواتر پیش از تثبیت در علوم حدیث و اصول فقه، در بستر مباحث و مجادلات کلامی شکل گرفته و متکلمان امامیه معیار تحقق آن را حصول علم دانسته و قیودی همچون عدد معین، نقل همگانی و علم‌آوری برای همگان را نپذیرفته‌اند. بررسی آماری موارد استناد به تواتر روشن می‌سازد که بیشترین کاربرد حدیث متواتر در مبحث امام‌شناسی، به‌ویژه اثبات امامت امیرالمؤمنین(ع) و ائمۀ دوازده‌گانه، مشاهده می‌شود و پس از آن مباحث معادشناسی، پیامبرشناسی و خداشناسی قرار دارند. غلبۀ تواتر معنوی و اجمالی بر تواتر لفظی در مباحث کلامی نشانگر آن است که متکلمان امامیه بر علم‌آوری مضمون بیش از وحدت لفظ تأکید داشته‌اند. این نتایج، هم تلقی رایج از محدودیت احادیث متواتر را به چالش می‌کشد و هم ظرفیت گستردۀ حدیث متواتر را در استدلال‌های کلامی امامیه آشکار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نسبت سنجی مفهوم ‌«حجّت‌» در قرآن کریم با کاربست آن در منطق و اصول فقه</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_48280.html</link>
      <description>اقامه حجّت و احتجاج از شیوه‌های رایج دعوت انبیا و داعیان به حق در قرآن است، که درآیاتی با واژه‌های برگرفته از ریشه‌ٔ حجج و گاهی بدون ‌آن و در قالب نمونه‌های عملی احتجاج جلوه می‌یابند. از آن‌جا که تحلیل مفهومی واژگان حجت و احتجاج کمتر مورد توجه قرار گرفته، این پژوهش با اتخاذ رویکردی توصیفی-تحلیلی و با محدود کردن دامنه تحقیق به آیاتی که مشتقات ریشه حجج در آن‌ها به کار رفته، به واکاوی دقیق این مفهوم پرداخته و از بررسی نمونه‌های عملی احتجاج که فاقد این واژگان هستند، صرف‌نظر می‌کند. این پژوهش ضمن بررسی تطبیقی تعریف‌های منطقی و اصولی حجّت و تبیین نسبت آن‌ها با معنای لغوی، با تحلیل ساختاری و مفهومی، دامنه کاربرد قرآنی حجّت را درقالب‌های اسمی و فعلی تبیین نموده تا جایگاه جبهه حق و باطل در گفتگوها روشن شود.همچنین میزان انطباق مفاهیم قرآنی با اصطلاحات علمی در دانش منطق و اصول فقه را نیز ارزیابی می‌کند.دستاورد مقاله این است که مفهوم &amp;amp;laquo;حجّت&amp;amp;raquo; در قرآن، به‌رغم اشتراک ریشه و هم‌سویی و پیوند معنایی با مفاهیم منطقی و اصولی آن، واجد بار معنایی متمایز و ساختار کاربردی ممتاز است که ابعاد گسترده‌تری از الهیات استدلالی را نمایان می‌کند؛این مفهوم به مثابه اسم، اصالتاً به دلیلی الهی و برحق اطلاق شده و کاربردهای فعلی آن در ابواب مفاعله و تفاعل، با تمایزگذاری میان تقابل جبهه حق و باطل، جایگاه طرفین و غایت هر گفتگو را به تصویر می‌کشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل قاعده دلالت اکثار بر وثاقت بر اساس رجال پژوهی تاریخی-تحلیلی</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_48645.html</link>
      <description>قاعده &amp;amp;laquo;اکثار&amp;amp;raquo;، مبنی بر دلالتِ کثرتِ نقلِ یک راوی جلیل‌القدر از شخصی دیگر (مروی عنه) بر وثاقت آن شخص، یکی از قواعد پرکاربرد توثیق عام در علم رجال است. با این حال، اعتبار و حدود کاربست این قاعده همواره با چالش‌هایی روبرو بوده است. این پژوهش با رویکردی تاریخی-تحلیلی، مبانی و کارکرد قاعده اکثار را بر اساس تحلیل‌های عقلایی و با تمرکز بر سازوکار انتقال حدیث (مانند سماع، قرائت و اجازه) واکاوی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که دلالت اکثار بر وثاقت، امری مطلق نیست و به شرایطی از جمله احراز جلالت قدر راویِ مُکثِر و شیوه تحمل حدیث بستگی دارد. در حالی که اکثار در روش‌هایی چون &amp;amp;laquo;سماع و قرائت&amp;amp;raquo; می‌تواند نشانگر اعتماد راوی به مروی عنه باشد، در مواردی مانند &amp;amp;laquo;اجازات عام&amp;amp;raquo; این استنتاج قطعی نیست. در نهایت، این پژوهش ضمن تأکید بر اعتبار نسبی قاعده اکثار، نشان می‌دهد که این پدیده دست‌کم قرینه‌ای مهم بر عدم ضعف مروی عنه نزد راوی است و می‌تواند برخی تضعیفات رجالی را به چالش بکشد. لذا بهره‌گیری از آن در کنار سایر قرائن برای اعتبارسنجی راویان ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبردهای امام مهدی (عج) پیرامون حکم جزیه در عصر ظهور بر اساس نقد و بررسی روایات متعارض و امکان‌سنجی الگوگیری از آن در عصر غیبت</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_48646.html</link>
      <description>یکی از مسائل چالش‌برانگیز در مباحث مهدوی، تبیین راهبردهای امام مهدی(عج) در مواجهه با ادیان پس از ظهور است. حکم &amp;amp;laquo;جزیه&amp;amp;raquo; به‌عنوان امری فقهی&amp;amp;ndash;حکومتی، نقش مهمی در فهم ماهیّت تعامل حکومت جهانی حضرت با اهل کتاب ایفا می‌کند؛ به‌ویژه آن‌که روایات وارده در این زمینه، در ظاهر دچار تعارض‌اند. برخی روایات بر استمرار اخذ جزیه در عصر ظهور دلالت دارند، در حالی‌که دسته‌ای دیگر، پذیرش جزیه را به‌صراحت نفی می‌کنند. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی ‌ـ‌ انتقادی، درصدد نقد سندی و دلالی این روایات و ارائه راهکاری برای جمع میان آن‌هاست. در این تحقیق، با استقرای جامع، مجموعاً نُه روایت مرتبط با حکم جزیه در دولت مهدوی شناسایی شد. که پس از اعتبارسنجی رجالی، نمونه‌هایی از هر دو دسته مورد تحلیل دقیق قرار گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد که تعارض میان روایات، تعارضی واقعی نیست، بلکه با رویکرد &amp;amp;laquo;تفصیل زمانی&amp;amp;raquo; و توجه به مراحل مختلف حکومت حضرت، قابل حل است. بر این اساس، روایات دال بر استمرار جزیه ناظر به مرحله تثبیت و گسترش حکومت و روایات نافی جزیه، یا به مرحله ابتدایی ظهور و فقدان ساختار حکومتی، یا به مرحله نهایی حکومت جهانی و فقدان موضوع اشاره دارند. در نهایت، پژوهش نتیجه می‌گیرد؛ نه اثبات اخذ جزیه و نه نفی آن، به‌تنهایی دلالت قطعی بر بقاء یا نابودی اهل کتاب در عصر ظهور ندارد. افزون بر این، الگوی مرحله‌مند راهبردهای مهدوی در باب جزیه، قابلیت بهره‌گیری در عصر غیبت را نیز داراست و می‌تواند مبنایی کارآمد برای تنظیم حقوق اقلیت‌های دینی در حکومت‌های اسلامی پیش از ظهور فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی نسبت جری و تطبیق با تفسیر در اندیشه علامه طباطبایی</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_48839.html</link>
      <description>وجود عباراتی به‌ظاهر متعارض در کلام علامه طباطبایی(ره) پیرامون نسبت جری و تطبیق با تفسیر موجب شکل‌گیری دو رویکرد متضاد &amp;amp;laquo;تفکیک&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پیوستگی&amp;amp;raquo; شده است. این پژوهش با هدف حل این تعارض بدوی و با روش توصیفی-تحلیلی می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد که رابطه این دو عرصه قرآنی در کلام علامه چگونه است. یافته‌ها نشان می‌دهد که جری و تطبیق در هندسه فکری علامه جزئی جدایی‌ناپذیر از فرآیند جامع فهم مراد الهی به شمار می‌آید و تعارض مزبور ناشی از تمایز میان دو سطح تفسیر است. این عرصه گرچه از دایره تفسیر به معنای اخص (تبیین مدلول بر اساس سیاق آیه) خارج بوده، اما درون تفسیر به معنای اعم (کشف محصل مدلول آیه) قرار می‌گیرد. واکاوی مبانی چهارگانه علامه مؤید آن است که جری و تطبیق بر پایه مبنای هستی‌شناختی با نفی انجماد تاریخی، حافظ پویایی قرآن در تمامی اعصار است. طبق مبنای سنت الهی‌شناختی، این عرصه راهی برای بازشناسی سنن الهی در بستر وقایع خارجی به شمار می‌رود. هم‌چنین مبنای زبان‌شناختی نشان می‌دهد جری و تطبیق، فرآیند تطبیق لایه‌های طولی مراد الهی بر مصادیق جدید است. در نهایت بر اساس مبنای غایت‌شناختی، جری و تطبیق شرط تحقق کامل تفسیر و رسیدن به مراد نهایی متکلم در افق هر زمانه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل انتقادی دیدگاه یوسف العزّازى دربارۀ دلالت حدیث منزلت بر خلافت امام علی(ع)</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_48859.html</link>
      <description>این پژوهش به نقد و ارزیابی تفسیر یوسف العزّازى از حدیث منزلت می‌پردازد؛ تفسیری که دلالت حدیث را به جانشینی موقت امام علی(ع) محدود می‌سازد. در این بررسی تلاش شده است روشن شود آیا چنین برداشتی با قواعد دلالت، سیاق حدیث، اصول تحلیل تشبیه و شواهد تاریخی سازگار است یا آنکه ریشه در پیش‌فرض‌های کلامی العزّازى دارد. روش تحقیق در مرحله گردآوری داده‌ها کتابخانه‌ای بوده و تحلیل داده‌ها با رویکرد تحلیلی - انتقادی صورت گرفته است. نتایج نشان می‌دهد العزّازى با طرح احتمالات متعدد درباره معنای &amp;amp;laquo;منزلت&amp;amp;raquo;، حدیث را تنها ناظر به وکالت و جانشینی موقت امام علی(ع) در مدینه دانسته و با ارائه چهار احتمال معنایی و چندین وجه تفسیری، دلالت حدیث بر خلافت را نفی کرده است. یافته‌ها بیانگر آن است که محدودسازی دلالت حدیث منزلت به جانشینی موقت، با اصول لغوی، قواعد تشبیه و شواهد تاریخی همخوانی ندارد و بر پیش‌فرض‌های کلامی خاص استوار است. بر اساس تحلیل ارائه‌شده، حدیث منزلت - با استثنای نبوت - بر شمول مناصب هارون(ع) برای امام علی(ع)، از جمله صلاحیت خلافت، دلالت دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سیر اندیشه مفسران در تفسیر آیه 125 سوره انعام</title>
      <link>https://jquran.um.ac.ir/article_48860.html</link>
      <description>آیه ۱۲۵ سوره انعام حاوی مفاهیمی متنوع در ابعاد لغوی، کلامی، علمی و تفسیری است که مفسران در طول قرون متمادی، نظرات و دیدگاه‌های متفاوتی از آن ارائه کرده‌اند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی‌ـ‌تحلیلی و بر پایه مطالعه تاریخی، به تحلیل آراء مفسران برجسته قرآن از دوره‌های مختلف می‌پردازد تا سیر تحول اندیشه تفسیری درباره این آیه را روشن ساخته و به این پرسش پاسخ دهد که جنبه‌های لغوی و مفهومی، علمی و کلامی آیه در طول زمان در تفاسیر گوناگون چه تغییری داشته و چه میزان متأثر از پیش‌فرض‌های مفسران در رویکرد تفسیری آن‌هاست. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که تفاسیر آغازین عمدتاً به مسائل لغوی و تبیین واژگان و مفاهیم زبانی بسنده کرده‌اند و به ابعاد کلامی و علمی آیه توجهی نداشته‌اند. اما توجه مفسران دوره‌های میانه و معاصر به بحث کلامی آیه نیز معطوف شده و مکاتب مختلف درباره رابطه اراده الهی و اختیار انسان در هدایت و ضلالت دیدگاه‌های گوناگونی ارائه داده‌اند؛ به گونه‌ای که برخی از مفسران این آیه را تأییدی بر نظریه جبر دانسته‌ و برخی دیگر نقش اراده انسانی را در فرآیند هدایت و ضلالت برجسته کرده‌اند. در حوزه تفسیر علمی آیه نیز تنها شمار اندکی از مفسران به این بُعد اشاره نموده‌اند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
