حدیث متواتر به جهت علمآور بودن، از ادلۀ معتبر در علم کلام اسلامی به شمار میرود. بااینحال، کاربست آن در متون کلامی امامیه کمتر بهصورت مستقل بررسی شده و غالباً به چند حدیث مشهور در باب امامت فروکاسته شده است. این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و با مراجعه به آثار متکلمان امامیه از قرون نخستین تا دورههای متأخر باهدف تبیین جایگاه حدیث متواتر در اندیشۀ متکلمان امامیه و تحلیل گسترۀ کاربست آن در متون کلامی انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که مفهوم تواتر پیش از تثبیت در علوم حدیث و اصول فقه، در بستر مباحث و مجادلات کلامی شکل گرفته و متکلمان امامیه معیار تحقق آن را حصول علم دانسته و قیودی همچون عدد معین، نقل همگانی و علمآوری برای همگان را نپذیرفتهاند. بررسی آماری موارد استناد به تواتر روشن میسازد که بیشترین کاربرد حدیث متواتر در مبحث امامشناسی، بهویژه اثبات امامت امیرالمؤمنین(ع) و ائمۀ دوازدهگانه، مشاهده میشود و پس از آن مباحث معادشناسی، پیامبرشناسی و خداشناسی قرار دارند. غلبۀ تواتر معنوی و اجمالی بر تواتر لفظی در مباحث کلامی نشانگر آن است که متکلمان امامیه بر علمآوری مضمون بیش از وحدت لفظ تأکید داشتهاند. این نتایج، هم تلقی رایج از محدودیت احادیث متواتر را به چالش میکشد و هم ظرفیت گستردۀ حدیث متواتر را در استدلالهای کلامی امامیه آشکار میسازد.